mahsoo.com TANGEERAM@YAHOO.COM

 

 

tangazpain

فرود شبان های آری ساسانی و فراز ایل های عرب

lion

زن در میان شبان ها

 

l یادداشت اول 

l داستان کوتاه

l داستان بلند
l تقاص‌طلبی نوستالژیک
l قلندرانه‌ها

l سیر و پرسه در متون
l از موسا تا محمد

l سفر بازگشت
l پرده خوانی ها

l پریشیده‌های‌پریشانخیالی

 

چند کتاب:

 

متن هایی در باره ی شیوه ی زیست شبانی و روزگار رفته ی ملک دارا:

 

l 64 رد روال اهریمن

l 63 بعد از دیکتاتوری پرولتاریا

l 62 زن در دور پیش از کتاب

l 61 بوسه ی حلال

l 60 جهان در نگاه آزاده گان، دانش از دانه می آید، تنگ و گشاد رم، از دلبر دین

l 59 دین، مردمان، فردا، آرمان و چند متن دیگر.

l 58 الفبا و خط: مرگ و خفگی، آتش

l 57 هایبل و قابیل: خون اولین و چند متن کوتاه دیگر.

l 56 ایرانی های خوار و موالی مفتخر

l 55 شاهزن های ایرانی: پوراندخت، آزرمی دخت، فرح پهلوی

l54 آزاده گی و آزادی: مرام مردمانی که اقلیم آورد، پرورد، گرداند و بردشان

l53- پوزشخواهی و سلام و عرض ارادت های دیگر

l52-اسبچران های آریایی به دنیا چه دادند؟

l 51- خُلقیات مولایی

l50- اوگان، بلگان، لُردانه های تنگ رم، جهنم، دوزخ، مخ، هشت باغ و چار بهشت، اهریمن پلشت

 l 49- یاد ِ بود ِ چارباغ و هشت بهشت

l48- یشت بُوومی: گشتی در تنگ رمی که بود.

l 47- برگردان کتیبه ی معراج موبد موبدان کرتیر سرمشهد:

l46- پاره ای از: بازگشت ایل های آری اسبچران و گوسوار: چند نکته در باب اهریمن

l 45- آن دیو و این فرشته، این دیو و آن فرشته: شاهی و موبدی

  l44- شیوه ی تولید خانه به کولی: برو برو، بروبیو

l 43- از تورات تا قرآن

 l42-  شر و ور

l  41- اجاق کور بلکباش ها

l 40- فرق شبان با گله پا

l 39- درآی گایشگران

 l38- اووهو، ما...؟ جمبش آزادیبخش، خوراسان و... چه؟

l 37- خرفتخانه ی بهرام و سوسیال خاله ماری

l 36- درنگی بر آخور، آ ــ خور

l 35- دوچیزه گان آرمانی

l 34- مستی است، مهستی بهانه است

l 33- پروپیکرم، جام ِ جانم، زبانم، چهانم

l  32- کُر ِ ال و کیس کتی

l 31- چهره های منوزده

l  30- لوتر و مرد روتردامی

l 29- شاه شبان و مه لقا

l 28- مُغبچه بازی در موالستان

 l 27- از هوراسان به سوزاستان

 l 26- چارپاداری و شاهی

l 25-  اولیاالله بیرق سرخ

l 24- گشتی در شهر مس و رد جرمن ها

l 23- سفیدعمامه دارها و سیاه اندامه گان: شیخ و سید و میرزا و البته اگر یک رو، نه نیمی از رُخ بنماید: حضرت شما: مولا

l 22- پاره ای از کتاب: مار در آستین دومینی

l 21- رو و روده ی آریش موالیت: مولا

l 20- گومبا گومبا: کمی لحافکشی مولا

l 19- با این همه من لنگ ناخواسته می مانم

l 18- از تاکی تا تقی، از رُخی تا رُقیه: شرح بی ریشه گی موالی

l 17- خرفسترکُشی

l 16- نقش زن در تخت جمشید: پاره ای  از متن فرود شبان های ساسانی و برآمد شبان های عرب.

l 15- از هموار جهان شدن تا رام کردن گیتی

l 14- درنگی برچاله نشینی و حال ِ روز چاله نشین ها:

l 13- پای معنی گیر صورت سرکش است: حوری طلبی هدایت و نرانه نویس های از پی اش

l 12- برنوباز بازی باخته

l 11- مُخ: پنگ و تفنگ: چومُغ و گُرز

l  10- مارکسیسم شبانی

بیست برگ. تمام متن

l 9- فرود شبان های آری ساسانی و فراز شبان های عرب: زن در میان شبان هاـ

تمام متن: صد و هشتاد برگ

l 8- برده داری تا بعد: در باره ی هزاره ها شیوه ی زیست شبانی در ایران

l 7- نقش گردش آب و هوا بر زندگی ماردمان: به بهانه ی خشکی زده گی

l 6- روزگار شبانی. برنو بلندم رو بیارین

l 5- تنگ رم

l 4- بازگشت به ال

l 3- ال و به ــ ال، رم و به ــ رم

l 2- در راه اصفهان: رد اثیر از دین ارداویراف تا عروسک هدایت و بعدتر

-1l  لندهور: landhoer شرحی بر دلبر دین: از خوری خوراسان تا حوری غلمان و هور لب خیابان

 

 

سر آمدم و سودا، پیدا و هم نه پیدا. یعنی چه؟ آشکارا: سر  در بغل به صحرا، سر زیر ناف دریا، از آب ها گذشتم. اکنون منم و تن ها. ما را نه سر نه سودا، ما را دل است، پیدا، بنگر، بیا، تماشا، یک چکه بین نه دریا، دریادلی؟ بپیما یک جرعه از می ما.

 

 

این دنیا و آن دنیا

 

در دنیای کهن دین چیزی از زنده گی، جزیی از زنده گی نیست، خود زنده گی است، همه اش دین است. بر "این دنیا" نفس می کشی اما برای "آن دنیا" کار می کنی و می کاری. زنده گی اصلی آن جاست و آن جا که هرچه بمیلی و اراده کنی حاضر است و آن که غایب است مرگ است، آن دنیاست. آن دنیا اگر نباشد این دنیا ارزش زنده گی ندارد. این دنیایی برای آن که خودت را برای آن دنیا آماده کنی:

 

از رابعه پرسیده بودند:

«ــ از کجا می‌آیی؟

ــ از آن دنیا.

ــ به کجا می‌روی؟

ــ به آن دنیا.

ــ این‌جا چه می‌کنی؟

ــ افسوس می‌خورم و کار آن دنیا می‌کنم.»

 

 تا آن دنیا برقرار است و راه میان این دو دنیا زبار دارد موبدی برقرار است. نهاد دین برقرار است. مینه و اندرونه می گرداند، معنایش دیگر می شود و هرچه پیشتر بیاید ناگزیر است راه آن دنیا را آسان تر کند تا مشتری های بیشتری داشته باشد.

 

در آن آغاز در مصر باور به آن دنیا و رسیدن به آن میسر بود. اما راه میان این دو دنیا دشوار بود. گذر دادن پیکر از این خاک به آن دنیا ساده نبود. مشکل اصلی و اساسی این بود که از این دنیا رفته ای اما لاشه ات نرفته است. این لاشه را از "این" به"آن" دنیا رساندن البته مسیله است. در میان این مردمان تن و روان هنوز چندان از هم جدا نشده بودند که بتواند دار یا پیکر را بی خاصیت بداند و چالش کند. پیمایش راه میان دو دنیا به هزارتو و دخمه و من ها مومیا و نیروی کار ورزیده نیاز داشت. وُسع همه کس نمی رسید. همه گان  نمی توانستند این راه را بپیمایند. این ایرانی ها بودند که با شقه کردن آدمی به پیکر و روان، رونده را روان دانست و تن خوار و به گل ماند. همین که حالا با مشتی ورد و آیه می شد به آن دنیا رفت سفر آسان شد و زبار و مشتری های بیشتری برای موبد پیدا شد.

 

بعد از دیکتاتوری پرولتاریا

 

دستگاه های نظری بسته که از جایی بیاغازی و بعد از دوری به آغازت برسی و دور بسته شود دستگاه نظری اتوپیست ها و آرمانجویان است. در نهاد دین های کهن آدمی از "آن دنیا" یعنی بهشت می آغازد و بیرون انداخته می شود، به "این دنیا" پرتاب می شود اما در راه و پیش رو، در فردا، در آینده به آن چه که پشت سر نهاده است خواهد رسید. برای یک مومن سنتی بهشت که از آن جاییم و به آن بازخواهیم گشت در "آن" دنیاست و آن دنیا را خدا داند کجاست. راه میان "این" و "آن" دنیا را دین به هم می رساند، دینه. همین دنیا که جا به دست نمی دهد در آغاز کتاب مقدس روی زمین است. زمین آمده است که آدمی بیاید و دنیا به گردش بیفتد. در گوشه ای از زمین باغ است و خدا و مار در این باغ زنده گی می کنند تا این که آدم و حوا هم آفریده می شوند در باغ و آدم و خانه اش، اواش، آ و اوآ، به گفت موالی آدم و خانه اش، زنش از این باغ اخراج می شوند تا زمین را آباد کنند و با عرق جبین نان درآورند. بسیار بعد است که دنیای دیگر از روی زمین و "این دنیا" بلند می شود. برای موسا زمین وعده ای روی زمین است و آبادی های مردمان شهرهای آی، ماردُمان: دُم مار، دُم ِ مادر. دور درازی دنیای "دیگر"، آن دنیا زیر زمین بود.

 

دین مارکس زمانی آمد که کلیسا در گوزپیچ بود. دیگر بر زمین جایی نمانده بود که ناشناخته مانده باشد. "در" ِ آسمان هم باز شده بود و کلیسا باید جای "آن دنیا"یش را نشان می داد. در این دور بود که دین نو آمد، دور تفسیر جهان سرآمده است وقت تغییر دنیاست. بهشتی روی زمین، با دست پرولتاریای شانه فراخ، همین پیش رو که با جوش و خروش راهش هموار می شود نه با سکوت کور کلیسا. چسباندن دین به ریش بابایی که ریش همه را دود داده است با افیون دین دشوار است. اما اگر ملاقات بابای رفته در پیش رو یا ملاقات دنیای پشت سر نهاده شده، رفته ی رُفته در آینده و پیش رو میسر است این خود همان دین است. آرمانخواهان مدرن دین نو کرده اند. نظر این آرمانگرایان کاهیده ی اندیشه ی داروین است. داروین دستگاه بسته پیش نمی گذارد. او باز می کند که آغاز زنده از آّب است و ما در ادامه اش هستیم. پیکری که اکنون آدمی است در راه می گردد و دیگر می شود تا هموار راه شود و البته در این بین همیشه هستند دست و دسته هایی که از شاخه می افتند و کنار راه می مانند. این دستگاه از هر دو سو باز است و شهر پشت سر نهاده را پیش رو نمی نشاند. اما دیندارهای مدرن این داده را پرورده اند که اجتماعات آدمی در آغاز دوری را می پیماید که میانشان مالکیت بر ابزار نیست، تضاد طبقاتی نیست، طبقه نیست، تاریخ نیست. از دل این کمون های اولیه که نخستین شهر بی تضاد است برده و برده دار بیرون می آِید، که تاریخش را مبارزه ی بین برده دار و برده می زند. از دل برده و برده دار رعیت و  فیودال بیرون می آید و از دل رعیت و فیودال سرمایه داری در می آِید که تضاد پیش برنده ی تاریخش مبارزه بین کارگر یا پرولتاریا است که اکثریت است و اقلیت سرمایه دار. قرار است پرولتاریا که در اکثریت است با خراب شدن خورده بورژوازی و اقشار کهنه تر بر سرش اکثریت مطلق را دارا باشد و در انقلابی سرمایه دارها را بردارد. انقلاب شود. برگردد. طوری که با سر راه بروی. کله پا جوری. سرمایه دار برداشته. کشته همه. اما سرمایه را که نمی شود برداشت. سرِ مایه است، دست آورد راه دراز جامعه است. خرمن راه آدمی است. کارگر که سواد ندارد، وقتی که مایه باید بگردد تا بیفزاید، بگسترد و نگندد. بی هوده نامش را سرمایه ننهاده اند. برای گرداندن "مایه" زور بازو بس نیست، گرداندن سرمایه به مایه ی سر هم نیاز است. این مایه را کی دارد؟ حزب مارکس، حزب کمونیست ها که خود منافعی ندارند و منافع طبقه ی کارگر یعنی دیکتاتوری پرولتاریا را اجرا می کنند. درهم کوبیدن قلعه های بورژوازی یعنی تعدد اندیشه. سرمایه داری چه دارد؟ "مایه"اش به نقد و مایه ی سرش، سرهایش. سری که در برخورد و نشست و برخاست با سرهای "دیگر"، نه سایه آمده است و سر سران شده است و به دست که می رساند نوآورانه است. دیکتاتوری پرولتاریا اما قرار است با "تنها اندیشه ی علمی"، یگانه سر راه به کومون های آخریه باز کند که همان شهر بی تضاد کومون های اولیه است یک پله بالاتر و اعلاتر. رسیدیم و پیمودیم. شهر بی تضاد: بعدش؟ بعد ندارد. ختم نظرهای علمی است. بسته است. خدا بخواهد دیگر این اندیشه ی نوبرانه همواره نوبر خواهد ماند. بهشت بعد دارد؟ هر اندیشه ای در بافتی و برای زمانی که در آن بافته می شود آفریده می شود و در بافتش دگرگونه می شود اگر نخواهد بسنگد و در هم چپه شود. این که تا حالا هر پیامبری برای زمانه خودش بود ولی پیامبر ما حرف همه ی آخرها را آورده و برای همه ی دوران هاست ادعای همه ی دین هاست.

 

 

 

داستان خوانی در یوتیوب

 

تقاص طلبی نوستالژیک 1

l سالگردان در مدینه النحاس

تمام متن. یک ساعت و نیم. یوتیوب

تمام متن: نوشتار

 

سالگردان در مدینه ی نحاس:

بهار به آور: بیست و پنج دقیقه

 

سالگردان در مدینه ی نحاس

تاب استان: تب؟ دوازده دقیقه

 

سالگردان در مدینه ی نحاس

پاییز: چَپه گی، کله پا: یک ساعت

 

سالگردان در مدینه نحاس:

زم استان: زه ِ مستان: هشت دقیقه

 

سالگردان در مینه النحاس

پاره ی پسین: بهار بی فصلان: سه دقیقه

 

تقاص طلبی نوستالژیک 2

l در باغ شهرزاد:

پاره ی نخست. صدا. نیم ساعت. یوتیوب

متن نوشتاری. تمام متن

 

تقاص طلبی نوستالژیک 3

l شهریار شر

برشی از میان متن. صدا. هشت دقیقه

متن نوشتاری. تمام متن

 

تقاص طلبی نوستالژیک 4

l صبح موالی به خیر

چارپاره، پاره ی اول: پنجاه دقیقه

تمام متن نوشتار

 

قلندرانه ی اول

l دعوت به شاه کُشان:

گزیده ای کوتاه: صدا: سی و پنج دقیقه

متن این گزیده

تمام متن دعوت به شاه کشان

 

l خانه ی دوست

تمام متن: صدا: پنجاه دقیقه

تمام متن: نوشته

 

l پیش چشم گربه تن نازی موش

بخش اول: صدا: چل دقیقه

تمام متن نوشتاری: هفتاد و دو برگ

 

داستان های کوتاه:

 

l نه من امیدیه را ندیده ام

صدا: چل و پنج دقیقه

متن نوشتاری

 

l شکار ابراهیم

صدا. هشت دقیقه. یوتیوب

متن نوشتاری

 

l پری خوانی

صدا:  ده دقیقه. یوتیوب

متن نوشتاری

 

l سیمرغ

صدا. یازده دقیقه. یوتیوب

متن نوشتاری

 

l  شاه هلندی ها

صدا.  شانزده دقیقه. یوتیوب

متن نوشتاری

 

 دشتی اُ قیف و قدح   l

صدا: هشت دقیقه: یوتیوب

متن نوشتاری: یک برگ

 

مستی ست، مهستی بهانه است    l

صدا: هشت دقیقه: یوتیوب

متن نوشتاری: سه برگ

 

پروپیکرم، جام ِ جانم، جهانم، زبانم l

صدا: نیم ساعت: دشتی

متن: دو برگ